نویسه جدید وبلاگ

عکسهایی از کلیه

 

                    

 

      

 

 





نویسه جدید وبلاگ

آناتومی کلیه ها

کلیه ها دو جسم لوبیایی شکل هستند که به جدار خلفی شکم چسبیده اند و توسط صفاق جداری پوشیده شده اند. وزن هر کلیه به طور متوسط gr135 است.
ابعاد :
cm 11 طول ، cm 6 عرض ، cm 3 ضخامت
کلیه از نظر موقعیت توپوگرافی در نواحی هایپوکندر ، اپی گاستر ، umbilical و لومبار قرار گرفته است.


 

محور طولی که از کلیه عبور می کند به موازات محور طولی عضله ی پسواس ماژور است. بر همین اساس کلیه ها به صورت مایل قرار گرفته اند طوریکه قطب های فوقانی آن به هم نزدیک تر وقطب های تحتانی آن از هم دورتر می مانند.
فاصله ی قطب فوقانی تا خط میانی بدن cm 5/2 و فاصله ی قطب تحتانی تا این خط cm 5/7 می باشد.
از نطر آناتومی سطحی کلیه ها در محاذات کنار فوقانی مهره ی T12 تا مرکز مهره ی L3 قرار گرفته اند و کلیه ی راست به دلیل قرار گیری کبد در سمت راست مقداری پایین تر از کلیه ی چپ می باشد. طوری که فاصله ی قسمت تحتانی آن تا ستیغ ایلیاک cm 3 _ 5/2 می باشد. در دم عمیق ، این فاصله حدودا به پهنای یک انگشت می رسد.
کلیه ها در حین عمل دم و بازدم cm 5/2 _ 2 حرکت می کنند. بنابراین با توجه به بالا و پایین بودن کلیه های راست و چپ ، خط ترانس پیلوریک از بالای ناف کلیه ی راست و پایین ناف کلیه ی چپ عبور می کند.

شکل خارجی کلیه :
هر کلیه دارای دو قطب فوقانی و تحتانی ، دو سطح قدامی و خلفی و دو کنار داخلی و خارجی است.
قطب فوقانی :
بر روی قطب فوقانی هر دو کلیه غده ی فوق کلیوی ( supra renal gland ) قرار دارد.
کنار داخلی :
در وسط این کنار یک فرورفتگی دیده می شود که اصطلاحا ناف کلیه گفته می شود. در ذاخل ناف از جلو به عقب به ترتیب ورید کلیوی ، شریان کلیوی و لگنچه عبور می کند.
در 30 درصد از موارد ممکن است شریان کلیوی فرعی ( Accessory ) وجود داشته باشد که این شریان از پشت لگنچه وارد کلیه خواهد شد و یا مستقیما به یکی از کلیه ها خواهد رفت.
این کنار در بالای ناف کلیه مجاور با غده ی فوق کلیوی و در پایین ناف مجاور با لگنچه و ابتدای حالب است.
سطح خلفی :
به استثنای یک مورد ، سطح خلفی هر دو کلیه مجاورات مشابهی دارند که عبارت اند از :
1_ دیافراگم ( لیگامان قوسی میانی خارجی )
2_ عضلات psoas major ، quadratus lumbarum ، transvers abdominus
3_ اعصاب sub costal ، ilio inguinal و ilio hypogastric
4_ عروق sub costal
* کلیه ی چپ در عقب مجاور با دنده های 11 و 12 و کلیه ی راست فقط با دنده ی 12 مجاورت دارد.

سطح قدامی :
مجاورات کلیه ی راست : کبد ، دئودنوم ، خم کولیک راست و قسمت هایی از ژژنوم
مجاورات کلیه ی چپ : معده ، طحال ، پانکراس ، خم کولیک چپ ، کولون نزولی و ژژنوم

پوشش های کلیه
پوشش های کلیه عبارتند از :
1_ fibrous capsule ( true capsule )
2_ peri renal fat
3_ renal fascia ( false capsule )
4_ para renal fat
fibrous capsule :
کپسول حقیقی از جنس بافت همبند متراکم است که مستقیما به خود کلیه چسبیده است. این لایه از طریق ناف کلیه وارد شده و کف سینوس کلیه را نیز می پوشاند. در افراد سالم این لایه به راحتی از روی کلیه برداشته می شود.
peri renal fat :
یک بافت فیبروآلوئولار است که از چربی و بافت همبند سست تشکیل شده و به صورت پوشش بسیار سستی خارج تر از کپسول لیفی قرار دارد.
renal fascia :
کپسول کاذب لایه ای است از جنس بافت همبند که دارای دو لایه ی قدامی و خلفی می باشد که این لایه ها را بایستی در سمت بالا ، پایین ، داخل و خارج کلیه دنبال کنیم.
* در سمت بالا :
در سمت بالا فاسیای کلیوی ، غده ی فوق کلیوی را نیز در بر گرفته و سپس در امتداد فاسیای دیافراگماتیک قرار می گیرد. نکته ی مهم این است که بین کلیه و غده ی فوق کلیوی ورقه ای از جنس همین فاسیا وجود دارد که آن دو را از هم جدا می کند. به همین دلیل است که در جراحی های غده ی فوق کلیه به راحتی می توان این غده را از کلیه جدا نمود.
* در سمت پایین :
در سمت پایین لایه های قدامی و خلفی به همدیگر نمی رسند. طوری که لایه ی خلفی در دیواره ی خلفی شکم به سمت پایین رفته و در نهایت در ناحیه ی لگن در امتداد فاسیای ایلیاک قرار می گیرد و لایه ی قدامی بدون تعیین مرز مشخصی با بافت خارج صفاقی اطراف حالب یکی خواهد شد. به همین دلیل است که در افرادی که دچار لاغری شدید می شوند به دلیل آب شدن چربی های اطراف کلیه ، کلیه می تواند به سمت پایین حرکت کند. به چنین حالتی کلیه ی شناور kidney floating می گویند.
* در سمت خارج :
در سمت خارج دو لایه با هم یکی شده و در امتداد فاسیای transversalis قرار می گیرند.
* در سمت داخل :
در سمت داخل لایه ی قدامی در امتداد بافت همبند اطراف آئورت و ورید I.V.C قرار می گیرد و لایه ی خلفی با فاسیای عضلات psoas major ، quadratus lumbarum ، تنه و دیسک های بین مهره ای ناحیه ی کمر یکی می شود.
در ناف کلیه دیواره ای از جنس همین فاسیا وجود دارد که این دو لایه را به هم وصل می کند. این دیواره توسط عناصری که از ناف عبور می کنند سوراخ می شود.
para renal fat :
بافت چربی است که عمدتا در قسمت خلفی تحتانی کلیه قرار دارد و از نظر عملکردی مشابه با تشک عمل کرده و ضربات وارده به کلیه را تا حدودی می گیرد.

شریان های کلیه
کلیه ها از نظر خون رسانی توسط شریان های renal که مستقیما از آئورت شکمی جدا می شوند تغذیه می شوند. هر شریان کلیوی از طریق ناف کلیه وارد شده و به دو شاخه ی قدامی و خلفی تقسیم می گردد که شاخه ی قدامی به 4 شاخه ی سگمنتال راسی ، فوقانی ، میانی و تحتانی تقسیم می گردد. شاخه ی خلفی فقط وارد سگمنتال خلفی می شود. بر همین اساس کلیه را به 5 سگمان تقسیم می کنند که هر سگمان معادل شاخه های شریانی می باشد. شریان های کلیه شریان های انتهایی هستند یعنی خطر نکروز شدن بافت کلیه در صورت مسدود شدن شریان وجود دارد.

وریدهای کلیه
مستقیما به I.V.C تخلیه می گردد.
نکته ی مهم :
ورید کلیوی چپ در حین عبور به سمت I.V.C در لابه لای یک پنس شریانی قرار دارد . این پنس ، از شریان های مزانتریک فوقانی و آئورت شکمی تشکیل شده است که از نظر بالینی مهم بوده و ممکن است در بعضی از موارد به این ورید فشار آید و تخلیه ی خونی کلیه ی چپ و خصوصا ورید testicular یا ovarian چپ دچار اختلال شود. ورید کلیوی چپ ، ورید testicular یا ovarian چپ را دریافت می کند.
عصب دهی کلیه
کلیه از اعصاب اتونوم عصب گیری می کند و عمده الیافی که به آن می رسد الیاف سمپاتیکی است که به سگمان های T10 تا L1 نخاع مربوط می باشد. این اعصاب بیشتر نقش وازوموتور دارند ولی می توانند در انتقال حس درد کلیه نیز نقش داشته باشند.
* لنف کلیه در عقده های لنفاوی اطراف آئورت تخلیه می شود.




نکات بالینی :
جهت دسترسی به کلیه برش های مختلفی در دیواره ی شکم انجام می گیرد ولی یکی از شایع ترین برش ها در منار تحتانی دنده ی 12 می باشد که به صورت مایل خط برش از کنار خارجی عضله ی Erector spine تا خار خاصره ای قدامی _ فوقانی کشیده می شود.

غده ی فوق کلیوی :
غدد فوق کلیوی در ناحیه ی اپی گاستر قرار گرفته اند.هر کدام از آنها وزنی در حدود gr 5 دارد.
ابعاد :
mm50 طول ، mm30 عرض ( پهنا ) ، mm10 ضخامت

غده ی فوق کلیوی راست :
هرمی شکل بوده و دارای قاعده ، راس ، سه کنار قدامی ، داخلی و خارجی و دو سطح قدامی و خلفی است. قاعده ی آن روی کلیه قرار گرفته است.
* سطح خلفی با ستون راست دیافراگم ، سطح قدامی نیمه ی داخلی آن با I.V.C و نیمه ی خارجی آن با کبد مجاورت دارد.
* کنار قدامی : از این کنار ورید فوق کلیوی خارج می شود.
* کنار داخلی مجاور با شبکه ی سیلیاک و شریان فرنیک تحتانی راست است.

غده ی فوق کلیوی چپ :
از نظر شکل ظاهری نیمه هلالی است. دارای دو کنار داخلی و خارجی و دو سطح قدامی و خلفی است.
* سطح خلفی مجاور ستون چپ دیافراگم و کلیه است
* سطح قدامی مجاور با معده ، پانکراس و شریان طحالی است . از قسمت تحتانی این سطح ورید فوق کلیوی چپ خارج می شود که این ورید وارد کلیه ی چپ می گردد.

عروق غده ی فوق کلیه :

شریان ها :
هر یک از غدد فوق کلیه 3 شریان دریافت می کنند به نام شریان های :
1_ superior supra renal
2_ middle supra renal ( از آئورت شکمی )
3_ inferior supra renal ( از شریان کلیوی )

وریدها :
ورید فوق کلیوی راست مستقیما به ورید I.V.C تخلیه می شود و ورید فوق کلیوی چپ به ورید کلیوی چپ تخلیه می شود.
عصب گیری غده ی فوق کلیوی :
الیاف سمپاتیک برای غده ی فوق کلیوی از سگمان های T10تا L1 می آید. تعدادی از این الیاف به صورت پیش عقده ای باقی می ماند و مستقیما روی سلول های مغز غده که از نظر تکاملی معادل گانگلیون های سمپاتیک می باشند سیناپس می دهند. مابقی الیاف که به طرف قشر می روند پس عقده ای هستند که در گانگلیون های کلیوی ( محیطی ) سیناپس می دهند.


حالب :
لوله ای است به طول 10 اینچ که 5 اینچ ابتدایی آن در داخل شکم و مابقی آن داخل لگن قرار می گیرد. قطر درونی حالب به طور متوسط mm3 است. حالب در سه نقطه تنگ تر از حالت طبیعی است.
مسیر حالب :
حالب چسبیده به دیواره ی خلفی شکم در حالی در خلف صفاق قرار گرفته است از روی عضله ی پسواس ماژور به سمت پایین می آید سپس در تنگه ی فوقانی لگن از روی محل دو شاخه شدن شریان ایلیاک مشترک عبور می کند.( در سمت راست ممکن است مقداری پایین تر از این محل باشد و از روی شریان ایلیاک خارجی عبور نماید.) سپس وارد لگن شده و درحالی که در دیواره ی خارجی لگن قرار گرفته است به سمت پایین و عقب می رود. در این مسیر به موازات لبه ی قدامی بریدگی سیاتیک بزرگ قرار می گیرد تا اینکه به محاذات خار ایسکیال می رسد ، در این ناحیه تغییر مسیر داده و به سمت جلو می رود و به طور مایل از دیواره قاعده مثانه وارد آن می شود.
مجاورات حالب شکمی :
حالب سمت راست :
در جلو حالب راست مجاور با دومین قسمت دئودنوم ، عروق تستیکولار ( گونادال ) ، شریان کولیک راست ، شریان ایلیوکولیک ، انتهای ایلئوم و ریشه ی مزانتری می باشد.
حالب سمت چپ :
در جلو حالب چپ مجاور با عروق تستیکولار ، شریان کولیک چپ ، مزوسیگموئید و عروق سیگموئیدی می باشد.
در عقب :
هر دو حالب در سمت عقب مجاورند با : عضله ی پسواس ماژور ، سطح قدامی زوائد عرضی مهره های کمری ، عصب ژنیتوفمورال.
همچنین در قسمت داخلی سمت راست با I.V.C و در سمت چپ با ورید تستیکولار و بعد از آن با ورید مزانتریک تحتانی مجاورت دارد.

حالب لگنی :
مجاورات سمت خلفی :
در عقب شریان ایلیاک داخلی و ابتدای تنه ی قدامی ایلیاک داخلی ، ورید ایلیاک داخلی و تنه ی Lombo sacral
مجاورات سمت خارج :
سمت خارج مجاور با فاسیای اوبتوراتور داخلی ، عصب اوبتوراتور ، عروق اوبتوراتور ، شریان های مثانه ای فوقانی و رکتال میانی و ورید مثانه ای تحتانی
* نکته 1 :
حالب در خانم ها حد خلفی حفره ی تخمدانی را می سازد.
* نکته 2 :
در حین عبور حالب در کف لگن به طرف مثانه ، شریان رحمی در cm2 گردن رحم از جلو و بالای حالب عبور می کند.
* نکته 3 :
در آقایان نزدیک مثانه ، وازدفران از جلو وبالای حالب عبور می نماید.
تنگی های حالب :
اولین تنگی در محل شروع حالب است یعنی جایی که ابتدای حالب و انتهای لگنچه است.
دومین تنگی در جایی است که حالب از روی تنگه ی فوقانی لگن عبور می نماید.
سومین تنگی حالب که تنگ ترین نقطه ی حالب است جایی است که حالب به طور مایل از دیواره قاعده ی مثانه عبور می کند.
خون رسانی حالب :
قسمت فوقانی از شریان کلیوی و شاخه هایی از شریان تستیکولار
قسمت تحتانی از شریان ایلیاک مشترک و شاخه های مختلف شریان ایلیاک داخلی تغذیه می شود.
دردهای حالب :
به دلیل مجاورت حالب با عصب ژنیتوفمورال ، اسپاسمی که ممکن است در اثر سنگ های کلیوی به وجود آید در مسیرهای مختلف این عصب احساس می شود. به طور مثال در ناحیه ی کشاله ی ران ، دستگاه ژنیتال خارجی ، اسکروتوم ، پهلوها و ناحیه ی قدامی شکم





نویسه جدید وبلاگ

آناتومی کلیه ها

کلیه ها دو جسم لوبیایی شکل هستند که به جدار خلفی شکم چسبیده اند و توسط صفاق جداری پوشیده شده اند. وزن هر کلیه به طور متوسط gr135 است.
ابعاد :
cm 11 طول ، cm 6 عرض ، cm 3 ضخامت
کلیه از نظر موقعیت توپوگرافی در نواحی هایپوکندر ، اپی گاستر ، umbilical و لومبار قرار گرفته است.


 

محور طولی که از کلیه عبور می کند به موازات محور طولی عضله ی پسواس ماژور است. بر همین اساس کلیه ها به صورت مایل قرار گرفته اند طوریکه قطب های فوقانی آن به هم نزدیک تر وقطب های تحتانی آن از هم دورتر می مانند.
فاصله ی قطب فوقانی تا خط میانی بدن cm 5/2 و فاصله ی قطب تحتانی تا این خط cm 5/7 می باشد.
از نطر آناتومی سطحی کلیه ها در محاذات کنار فوقانی مهره ی T12 تا مرکز مهره ی L3 قرار گرفته اند و کلیه ی راست به دلیل قرار گیری کبد در سمت راست مقداری پایین تر از کلیه ی چپ می باشد. طوری که فاصله ی قسمت تحتانی آن تا ستیغ ایلیاک cm 3 _ 5/2 می باشد. در دم عمیق ، این فاصله حدودا به پهنای یک انگشت می رسد.
کلیه ها در حین عمل دم و بازدم cm 5/2 _ 2 حرکت می کنند. بنابراین با توجه به بالا و پایین بودن کلیه های راست و چپ ، خط ترانس پیلوریک از بالای ناف کلیه ی راست و پایین ناف کلیه ی چپ عبور می کند.

شکل خارجی کلیه :
هر کلیه دارای دو قطب فوقانی و تحتانی ، دو سطح قدامی و خلفی و دو کنار داخلی و خارجی است.
قطب فوقانی :
بر روی قطب فوقانی هر دو کلیه غده ی فوق کلیوی ( supra renal gland ) قرار دارد.
کنار داخلی :
در وسط این کنار یک فرورفتگی دیده می شود که اصطلاحا ناف کلیه گفته می شود. در ذاخل ناف از جلو به عقب به ترتیب ورید کلیوی ، شریان کلیوی و لگنچه عبور می کند.
در 30 درصد از موارد ممکن است شریان کلیوی فرعی ( Accessory ) وجود داشته باشد که این شریان از پشت لگنچه وارد کلیه خواهد شد و یا مستقیما به یکی از کلیه ها خواهد رفت.
این کنار در بالای ناف کلیه مجاور با غده ی فوق کلیوی و در پایین ناف مجاور با لگنچه و ابتدای حالب است.
سطح خلفی :
به استثنای یک مورد ، سطح خلفی هر دو کلیه مجاورات مشابهی دارند که عبارت اند از :
1_ دیافراگم ( لیگامان قوسی میانی خارجی )
2_ عضلات psoas major ، quadratus lumbarum ، transvers abdominus
3_ اعصاب sub costal ، ilio inguinal و ilio hypogastric
4_ عروق sub costal
* کلیه ی چپ در عقب مجاور با دنده های 11 و 12 و کلیه ی راست فقط با دنده ی 12 مجاورت دارد.

سطح قدامی :
مجاورات کلیه ی راست : کبد ، دئودنوم ، خم کولیک راست و قسمت هایی از ژژنوم
مجاورات کلیه ی چپ : معده ، طحال ، پانکراس ، خم کولیک چپ ، کولون نزولی و ژژنوم

پوشش های کلیه
پوشش های کلیه عبارتند از :
1_ fibrous capsule ( true capsule )
2_ peri renal fat
3_ renal fascia ( false capsule )
4_ para renal fat
fibrous capsule :
کپسول حقیقی از جنس بافت همبند متراکم است که مستقیما به خود کلیه چسبیده است. این لایه از طریق ناف کلیه وارد شده و کف سینوس کلیه را نیز می پوشاند. در افراد سالم این لایه به راحتی از روی کلیه برداشته می شود.
peri renal fat :
یک بافت فیبروآلوئولار است که از چربی و بافت همبند سست تشکیل شده و به صورت پوشش بسیار سستی خارج تر از کپسول لیفی قرار دارد.
renal fascia :
کپسول کاذب لایه ای است از جنس بافت همبند که دارای دو لایه ی قدامی و خلفی می باشد که این لایه ها را بایستی در سمت بالا ، پایین ، داخل و خارج کلیه دنبال کنیم.
* در سمت بالا :
در سمت بالا فاسیای کلیوی ، غده ی فوق کلیوی را نیز در بر گرفته و سپس در امتداد فاسیای دیافراگماتیک قرار می گیرد. نکته ی مهم این است که بین کلیه و غده ی فوق کلیوی ورقه ای از جنس همین فاسیا وجود دارد که آن دو را از هم جدا می کند. به همین دلیل است که در جراحی های غده ی فوق کلیه به راحتی می توان این غده را از کلیه جدا نمود.
* در سمت پایین :
در سمت پایین لایه های قدامی و خلفی به همدیگر نمی رسند. طوری که لایه ی خلفی در دیواره ی خلفی شکم به سمت پایین رفته و در نهایت در ناحیه ی لگن در امتداد فاسیای ایلیاک قرار می گیرد و لایه ی قدامی بدون تعیین مرز مشخصی با بافت خارج صفاقی اطراف حالب یکی خواهد شد. به همین دلیل است که در افرادی که دچار لاغری شدید می شوند به دلیل آب شدن چربی های اطراف کلیه ، کلیه می تواند به سمت پایین حرکت کند. به چنین حالتی کلیه ی شناور kidney floating می گویند.
* در سمت خارج :
در سمت خارج دو لایه با هم یکی شده و در امتداد فاسیای transversalis قرار می گیرند.
* در سمت داخل :
در سمت داخل لایه ی قدامی در امتداد بافت همبند اطراف آئورت و ورید I.V.C قرار می گیرد و لایه ی خلفی با فاسیای عضلات psoas major ، quadratus lumbarum ، تنه و دیسک های بین مهره ای ناحیه ی کمر یکی می شود.
در ناف کلیه دیواره ای از جنس همین فاسیا وجود دارد که این دو لایه را به هم وصل می کند. این دیواره توسط عناصری که از ناف عبور می کنند سوراخ می شود.
para renal fat :
بافت چربی است که عمدتا در قسمت خلفی تحتانی کلیه قرار دارد و از نظر عملکردی مشابه با تشک عمل کرده و ضربات وارده به کلیه را تا حدودی می گیرد.

شریان های کلیه
کلیه ها از نظر خون رسانی توسط شریان های renal که مستقیما از آئورت شکمی جدا می شوند تغذیه می شوند. هر شریان کلیوی از طریق ناف کلیه وارد شده و به دو شاخه ی قدامی و خلفی تقسیم می گردد که شاخه ی قدامی به 4 شاخه ی سگمنتال راسی ، فوقانی ، میانی و تحتانی تقسیم می گردد. شاخه ی خلفی فقط وارد سگمنتال خلفی می شود. بر همین اساس کلیه را به 5 سگمان تقسیم می کنند که هر سگمان معادل شاخه های شریانی می باشد. شریان های کلیه شریان های انتهایی هستند یعنی خطر نکروز شدن بافت کلیه در صورت مسدود شدن شریان وجود دارد.

وریدهای کلیه
مستقیما به I.V.C تخلیه می گردد.
نکته ی مهم :
ورید کلیوی چپ در حین عبور به سمت I.V.C در لابه لای یک پنس شریانی قرار دارد . این پنس ، از شریان های مزانتریک فوقانی و آئورت شکمی تشکیل شده است که از نظر بالینی مهم بوده و ممکن است در بعضی از موارد به این ورید فشار آید و تخلیه ی خونی کلیه ی چپ و خصوصا ورید testicular یا ovarian چپ دچار اختلال شود. ورید کلیوی چپ ، ورید testicular یا ovarian چپ را دریافت می کند.
عصب دهی کلیه
کلیه از اعصاب اتونوم عصب گیری می کند و عمده الیافی که به آن می رسد الیاف سمپاتیکی است که به سگمان های T10 تا L1 نخاع مربوط می باشد. این اعصاب بیشتر نقش وازوموتور دارند ولی می توانند در انتقال حس درد کلیه نیز نقش داشته باشند.
* لنف کلیه در عقده های لنفاوی اطراف آئورت تخلیه می شود.




نکات بالینی :
جهت دسترسی به کلیه برش های مختلفی در دیواره ی شکم انجام می گیرد ولی یکی از شایع ترین برش ها در منار تحتانی دنده ی 12 می باشد که به صورت مایل خط برش از کنار خارجی عضله ی Erector spine تا خار خاصره ای قدامی _ فوقانی کشیده می شود.

غده ی فوق کلیوی :
غدد فوق کلیوی در ناحیه ی اپی گاستر قرار گرفته اند.هر کدام از آنها وزنی در حدود gr 5 دارد.
ابعاد :
mm50 طول ، mm30 عرض ( پهنا ) ، mm10 ضخامت

غده ی فوق کلیوی راست :
هرمی شکل بوده و دارای قاعده ، راس ، سه کنار قدامی ، داخلی و خارجی و دو سطح قدامی و خلفی است. قاعده ی آن روی کلیه قرار گرفته است.
* سطح خلفی با ستون راست دیافراگم ، سطح قدامی نیمه ی داخلی آن با I.V.C و نیمه ی خارجی آن با کبد مجاورت دارد.
* کنار قدامی : از این کنار ورید فوق کلیوی خارج می شود.
* کنار داخلی مجاور با شبکه ی سیلیاک و شریان فرنیک تحتانی راست است.

غده ی فوق کلیوی چپ :
از نظر شکل ظاهری نیمه هلالی است. دارای دو کنار داخلی و خارجی و دو سطح قدامی و خلفی است.
* سطح خلفی مجاور ستون چپ دیافراگم و کلیه است
* سطح قدامی مجاور با معده ، پانکراس و شریان طحالی است . از قسمت تحتانی این سطح ورید فوق کلیوی چپ خارج می شود که این ورید وارد کلیه ی چپ می گردد.

عروق غده ی فوق کلیه :

شریان ها :
هر یک از غدد فوق کلیه 3 شریان دریافت می کنند به نام شریان های :
1_ superior supra renal
2_ middle supra renal ( از آئورت شکمی )
3_ inferior supra renal ( از شریان کلیوی )

وریدها :
ورید فوق کلیوی راست مستقیما به ورید I.V.C تخلیه می شود و ورید فوق کلیوی چپ به ورید کلیوی چپ تخلیه می شود.
عصب گیری غده ی فوق کلیوی :
الیاف سمپاتیک برای غده ی فوق کلیوی از سگمان های T10تا L1 می آید. تعدادی از این الیاف به صورت پیش عقده ای باقی می ماند و مستقیما روی سلول های مغز غده که از نظر تکاملی معادل گانگلیون های سمپاتیک می باشند سیناپس می دهند. مابقی الیاف که به طرف قشر می روند پس عقده ای هستند که در گانگلیون های کلیوی ( محیطی ) سیناپس می دهند.


حالب :
لوله ای است به طول 10 اینچ که 5 اینچ ابتدایی آن در داخل شکم و مابقی آن داخل لگن قرار می گیرد. قطر درونی حالب به طور متوسط mm3 است. حالب در سه نقطه تنگ تر از حالت طبیعی است.
مسیر حالب :
حالب چسبیده به دیواره ی خلفی شکم در حالی در خلف صفاق قرار گرفته است از روی عضله ی پسواس ماژور به سمت پایین می آید سپس در تنگه ی فوقانی لگن از روی محل دو شاخه شدن شریان ایلیاک مشترک عبور می کند.( در سمت راست ممکن است مقداری پایین تر از این محل باشد و از روی شریان ایلیاک خارجی عبور نماید.) سپس وارد لگن شده و درحالی که در دیواره ی خارجی لگن قرار گرفته است به سمت پایین و عقب می رود. در این مسیر به موازات لبه ی قدامی بریدگی سیاتیک بزرگ قرار می گیرد تا اینکه به محاذات خار ایسکیال می رسد ، در این ناحیه تغییر مسیر داده و به سمت جلو می رود و به طور مایل از دیواره قاعده مثانه وارد آن می شود.
مجاورات حالب شکمی :
حالب سمت راست :
در جلو حالب راست مجاور با دومین قسمت دئودنوم ، عروق تستیکولار ( گونادال ) ، شریان کولیک راست ، شریان ایلیوکولیک ، انتهای ایلئوم و ریشه ی مزانتری می باشد.
حالب سمت چپ :
در جلو حالب چپ مجاور با عروق تستیکولار ، شریان کولیک چپ ، مزوسیگموئید و عروق سیگموئیدی می باشد.
در عقب :
هر دو حالب در سمت عقب مجاورند با : عضله ی پسواس ماژور ، سطح قدامی زوائد عرضی مهره های کمری ، عصب ژنیتوفمورال.
همچنین در قسمت داخلی سمت راست با I.V.C و در سمت چپ با ورید تستیکولار و بعد از آن با ورید مزانتریک تحتانی مجاورت دارد.

حالب لگنی :
مجاورات سمت خلفی :
در عقب شریان ایلیاک داخلی و ابتدای تنه ی قدامی ایلیاک داخلی ، ورید ایلیاک داخلی و تنه ی Lombo sacral
مجاورات سمت خارج :
سمت خارج مجاور با فاسیای اوبتوراتور داخلی ، عصب اوبتوراتور ، عروق اوبتوراتور ، شریان های مثانه ای فوقانی و رکتال میانی و ورید مثانه ای تحتانی
* نکته 1 :
حالب در خانم ها حد خلفی حفره ی تخمدانی را می سازد.
* نکته 2 :
در حین عبور حالب در کف لگن به طرف مثانه ، شریان رحمی در cm2 گردن رحم از جلو و بالای حالب عبور می کند.
* نکته 3 :
در آقایان نزدیک مثانه ، وازدفران از جلو وبالای حالب عبور می نماید.
تنگی های حالب :
اولین تنگی در محل شروع حالب است یعنی جایی که ابتدای حالب و انتهای لگنچه است.
دومین تنگی در جایی است که حالب از روی تنگه ی فوقانی لگن عبور می نماید.
سومین تنگی حالب که تنگ ترین نقطه ی حالب است جایی است که حالب به طور مایل از دیواره قاعده ی مثانه عبور می کند.
خون رسانی حالب :
قسمت فوقانی از شریان کلیوی و شاخه هایی از شریان تستیکولار
قسمت تحتانی از شریان ایلیاک مشترک و شاخه های مختلف شریان ایلیاک داخلی تغذیه می شود.
دردهای حالب :
به دلیل مجاورت حالب با عصب ژنیتوفمورال ، اسپاسمی که ممکن است در اثر سنگ های کلیوی به وجود آید در مسیرهای مختلف این عصب احساس می شود. به طور مثال در ناحیه ی کشاله ی ران ، دستگاه ژنیتال خارجی ، اسکروتوم ، پهلوها و ناحیه ی قدامی شکم





نویسه جدید وبلاگ

آناتومی کلیه ها

کلیه ها دو جسم لوبیایی شکل هستند که به جدار خلفی شکم چسبیده اند و توسط صفاق جداری پوشیده شده اند. وزن هر کلیه به طور متوسط gr135 است.
ابعاد :
cm 11 طول ، cm 6 عرض ، cm 3 ضخامت
کلیه از نظر موقعیت توپوگرافی در نواحی هایپوکندر ، اپی گاستر ، umbilical و لومبار قرار گرفته است.


 

محور طولی که از کلیه عبور می کند به موازات محور طولی عضله ی پسواس ماژور است. بر همین اساس کلیه ها به صورت مایل قرار گرفته اند طوریکه قطب های فوقانی آن به هم نزدیک تر وقطب های تحتانی آن از هم دورتر می مانند.
فاصله ی قطب فوقانی تا خط میانی بدن cm 5/2 و فاصله ی قطب تحتانی تا این خط cm 5/7 می باشد.
از نطر آناتومی سطحی کلیه ها در محاذات کنار فوقانی مهره ی T12 تا مرکز مهره ی L3 قرار گرفته اند و کلیه ی راست به دلیل قرار گیری کبد در سمت راست مقداری پایین تر از کلیه ی چپ می باشد. طوری که فاصله ی قسمت تحتانی آن تا ستیغ ایلیاک cm 3 _ 5/2 می باشد. در دم عمیق ، این فاصله حدودا به پهنای یک انگشت می رسد.
کلیه ها در حین عمل دم و بازدم cm 5/2 _ 2 حرکت می کنند. بنابراین با توجه به بالا و پایین بودن کلیه های راست و چپ ، خط ترانس پیلوریک از بالای ناف کلیه ی راست و پایین ناف کلیه ی چپ عبور می کند.

شکل خارجی کلیه :
هر کلیه دارای دو قطب فوقانی و تحتانی ، دو سطح قدامی و خلفی و دو کنار داخلی و خارجی است.
قطب فوقانی :
بر روی قطب فوقانی هر دو کلیه غده ی فوق کلیوی ( supra renal gland ) قرار دارد.
کنار داخلی :
در وسط این کنار یک فرورفتگی دیده می شود که اصطلاحا ناف کلیه گفته می شود. در ذاخل ناف از جلو به عقب به ترتیب ورید کلیوی ، شریان کلیوی و لگنچه عبور می کند.
در 30 درصد از موارد ممکن است شریان کلیوی فرعی ( Accessory ) وجود داشته باشد که این شریان از پشت لگنچه وارد کلیه خواهد شد و یا مستقیما به یکی از کلیه ها خواهد رفت.
این کنار در بالای ناف کلیه مجاور با غده ی فوق کلیوی و در پایین ناف مجاور با لگنچه و ابتدای حالب است.
سطح خلفی :
به استثنای یک مورد ، سطح خلفی هر دو کلیه مجاورات مشابهی دارند که عبارت اند از :
1_ دیافراگم ( لیگامان قوسی میانی خارجی )
2_ عضلات psoas major ، quadratus lumbarum ، transvers abdominus
3_ اعصاب sub costal ، ilio inguinal و ilio hypogastric
4_ عروق sub costal
* کلیه ی چپ در عقب مجاور با دنده های 11 و 12 و کلیه ی راست فقط با دنده ی 12 مجاورت دارد.

سطح قدامی :
مجاورات کلیه ی راست : کبد ، دئودنوم ، خم کولیک راست و قسمت هایی از ژژنوم
مجاورات کلیه ی چپ : معده ، طحال ، پانکراس ، خم کولیک چپ ، کولون نزولی و ژژنوم

پوشش های کلیه
پوشش های کلیه عبارتند از :
1_ fibrous capsule ( true capsule )
2_ peri renal fat
3_ renal fascia ( false capsule )
4_ para renal fat
fibrous capsule :
کپسول حقیقی از جنس بافت همبند متراکم است که مستقیما به خود کلیه چسبیده است. این لایه از طریق ناف کلیه وارد شده و کف سینوس کلیه را نیز می پوشاند. در افراد سالم این لایه به راحتی از روی کلیه برداشته می شود.
peri renal fat :
یک بافت فیبروآلوئولار است که از چربی و بافت همبند سست تشکیل شده و به صورت پوشش بسیار سستی خارج تر از کپسول لیفی قرار دارد.
renal fascia :
کپسول کاذب لایه ای است از جنس بافت همبند که دارای دو لایه ی قدامی و خلفی می باشد که این لایه ها را بایستی در سمت بالا ، پایین ، داخل و خارج کلیه دنبال کنیم.
* در سمت بالا :
در سمت بالا فاسیای کلیوی ، غده ی فوق کلیوی را نیز در بر گرفته و سپس در امتداد فاسیای دیافراگماتیک قرار می گیرد. نکته ی مهم این است که بین کلیه و غده ی فوق کلیوی ورقه ای از جنس همین فاسیا وجود دارد که آن دو را از هم جدا می کند. به همین دلیل است که در جراحی های غده ی فوق کلیه به راحتی می توان این غده را از کلیه جدا نمود.
* در سمت پایین :
در سمت پایین لایه های قدامی و خلفی به همدیگر نمی رسند. طوری که لایه ی خلفی در دیواره ی خلفی شکم به سمت پایین رفته و در نهایت در ناحیه ی لگن در امتداد فاسیای ایلیاک قرار می گیرد و لایه ی قدامی بدون تعیین مرز مشخصی با بافت خارج صفاقی اطراف حالب یکی خواهد شد. به همین دلیل است که در افرادی که دچار لاغری شدید می شوند به دلیل آب شدن چربی های اطراف کلیه ، کلیه می تواند به سمت پایین حرکت کند. به چنین حالتی کلیه ی شناور kidney floating می گویند.
* در سمت خارج :
در سمت خارج دو لایه با هم یکی شده و در امتداد فاسیای transversalis قرار می گیرند.
* در سمت داخل :
در سمت داخل لایه ی قدامی در امتداد بافت همبند اطراف آئورت و ورید I.V.C قرار می گیرد و لایه ی خلفی با فاسیای عضلات psoas major ، quadratus lumbarum ، تنه و دیسک های بین مهره ای ناحیه ی کمر یکی می شود.
در ناف کلیه دیواره ای از جنس همین فاسیا وجود دارد که این دو لایه را به هم وصل می کند. این دیواره توسط عناصری که از ناف عبور می کنند سوراخ می شود.
para renal fat :
بافت چربی است که عمدتا در قسمت خلفی تحتانی کلیه قرار دارد و از نظر عملکردی مشابه با تشک عمل کرده و ضربات وارده به کلیه را تا حدودی می گیرد.

شریان های کلیه
کلیه ها از نظر خون رسانی توسط شریان های renal که مستقیما از آئورت شکمی جدا می شوند تغذیه می شوند. هر شریان کلیوی از طریق ناف کلیه وارد شده و به دو شاخه ی قدامی و خلفی تقسیم می گردد که شاخه ی قدامی به 4 شاخه ی سگمنتال راسی ، فوقانی ، میانی و تحتانی تقسیم می گردد. شاخه ی خلفی فقط وارد سگمنتال خلفی می شود. بر همین اساس کلیه را به 5 سگمان تقسیم می کنند که هر سگمان معادل شاخه های شریانی می باشد. شریان های کلیه شریان های انتهایی هستند یعنی خطر نکروز شدن بافت کلیه در صورت مسدود شدن شریان وجود دارد.

وریدهای کلیه
مستقیما به I.V.C تخلیه می گردد.
نکته ی مهم :
ورید کلیوی چپ در حین عبور به سمت I.V.C در لابه لای یک پنس شریانی قرار دارد . این پنس ، از شریان های مزانتریک فوقانی و آئورت شکمی تشکیل شده است که از نظر بالینی مهم بوده و ممکن است در بعضی از موارد به این ورید فشار آید و تخلیه ی خونی کلیه ی چپ و خصوصا ورید testicular یا ovarian چپ دچار اختلال شود. ورید کلیوی چپ ، ورید testicular یا ovarian چپ را دریافت می کند.
عصب دهی کلیه
کلیه از اعصاب اتونوم عصب گیری می کند و عمده الیافی که به آن می رسد الیاف سمپاتیکی است که به سگمان های T10 تا L1 نخاع مربوط می باشد. این اعصاب بیشتر نقش وازوموتور دارند ولی می توانند در انتقال حس درد کلیه نیز نقش داشته باشند.
* لنف کلیه در عقده های لنفاوی اطراف آئورت تخلیه می شود.




نکات بالینی :
جهت دسترسی به کلیه برش های مختلفی در دیواره ی شکم انجام می گیرد ولی یکی از شایع ترین برش ها در منار تحتانی دنده ی 12 می باشد که به صورت مایل خط برش از کنار خارجی عضله ی Erector spine تا خار خاصره ای قدامی _ فوقانی کشیده می شود.

غده ی فوق کلیوی :
غدد فوق کلیوی در ناحیه ی اپی گاستر قرار گرفته اند.هر کدام از آنها وزنی در حدود gr 5 دارد.
ابعاد :
mm50 طول ، mm30 عرض ( پهنا ) ، mm10 ضخامت

غده ی فوق کلیوی راست :
هرمی شکل بوده و دارای قاعده ، راس ، سه کنار قدامی ، داخلی و خارجی و دو سطح قدامی و خلفی است. قاعده ی آن روی کلیه قرار گرفته است.
* سطح خلفی با ستون راست دیافراگم ، سطح قدامی نیمه ی داخلی آن با I.V.C و نیمه ی خارجی آن با کبد مجاورت دارد.
* کنار قدامی : از این کنار ورید فوق کلیوی خارج می شود.
* کنار داخلی مجاور با شبکه ی سیلیاک و شریان فرنیک تحتانی راست است.

غده ی فوق کلیوی چپ :
از نظر شکل ظاهری نیمه هلالی است. دارای دو کنار داخلی و خارجی و دو سطح قدامی و خلفی است.
* سطح خلفی مجاور ستون چپ دیافراگم و کلیه است
* سطح قدامی مجاور با معده ، پانکراس و شریان طحالی است . از قسمت تحتانی این سطح ورید فوق کلیوی چپ خارج می شود که این ورید وارد کلیه ی چپ می گردد.

عروق غده ی فوق کلیه :

شریان ها :
هر یک از غدد فوق کلیه 3 شریان دریافت می کنند به نام شریان های :
1_ superior supra renal
2_ middle supra renal ( از آئورت شکمی )
3_ inferior supra renal ( از شریان کلیوی )

وریدها :
ورید فوق کلیوی راست مستقیما به ورید I.V.C تخلیه می شود و ورید فوق کلیوی چپ به ورید کلیوی چپ تخلیه می شود.
عصب گیری غده ی فوق کلیوی :
الیاف سمپاتیک برای غده ی فوق کلیوی از سگمان های T10تا L1 می آید. تعدادی از این الیاف به صورت پیش عقده ای باقی می ماند و مستقیما روی سلول های مغز غده که از نظر تکاملی معادل گانگلیون های سمپاتیک می باشند سیناپس می دهند. مابقی الیاف که به طرف قشر می روند پس عقده ای هستند که در گانگلیون های کلیوی ( محیطی ) سیناپس می دهند.


حالب :
لوله ای است به طول 10 اینچ که 5 اینچ ابتدایی آن در داخل شکم و مابقی آن داخل لگن قرار می گیرد. قطر درونی حالب به طور متوسط mm3 است. حالب در سه نقطه تنگ تر از حالت طبیعی است.
مسیر حالب :
حالب چسبیده به دیواره ی خلفی شکم در حالی در خلف صفاق قرار گرفته است از روی عضله ی پسواس ماژور به سمت پایین می آید سپس در تنگه ی فوقانی لگن از روی محل دو شاخه شدن شریان ایلیاک مشترک عبور می کند.( در سمت راست ممکن است مقداری پایین تر از این محل باشد و از روی شریان ایلیاک خارجی عبور نماید.) سپس وارد لگن شده و درحالی که در دیواره ی خارجی لگن قرار گرفته است به سمت پایین و عقب می رود. در این مسیر به موازات لبه ی قدامی بریدگی سیاتیک بزرگ قرار می گیرد تا اینکه به محاذات خار ایسکیال می رسد ، در این ناحیه تغییر مسیر داده و به سمت جلو می رود و به طور مایل از دیواره قاعده مثانه وارد آن می شود.
مجاورات حالب شکمی :
حالب سمت راست :
در جلو حالب راست مجاور با دومین قسمت دئودنوم ، عروق تستیکولار ( گونادال ) ، شریان کولیک راست ، شریان ایلیوکولیک ، انتهای ایلئوم و ریشه ی مزانتری می باشد.
حالب سمت چپ :
در جلو حالب چپ مجاور با عروق تستیکولار ، شریان کولیک چپ ، مزوسیگموئید و عروق سیگموئیدی می باشد.
در عقب :
هر دو حالب در سمت عقب مجاورند با : عضله ی پسواس ماژور ، سطح قدامی زوائد عرضی مهره های کمری ، عصب ژنیتوفمورال.
همچنین در قسمت داخلی سمت راست با I.V.C و در سمت چپ با ورید تستیکولار و بعد از آن با ورید مزانتریک تحتانی مجاورت دارد.

حالب لگنی :
مجاورات سمت خلفی :
در عقب شریان ایلیاک داخلی و ابتدای تنه ی قدامی ایلیاک داخلی ، ورید ایلیاک داخلی و تنه ی Lombo sacral
مجاورات سمت خارج :
سمت خارج مجاور با فاسیای اوبتوراتور داخلی ، عصب اوبتوراتور ، عروق اوبتوراتور ، شریان های مثانه ای فوقانی و رکتال میانی و ورید مثانه ای تحتانی
* نکته 1 :
حالب در خانم ها حد خلفی حفره ی تخمدانی را می سازد.
* نکته 2 :
در حین عبور حالب در کف لگن به طرف مثانه ، شریان رحمی در cm2 گردن رحم از جلو و بالای حالب عبور می کند.
* نکته 3 :
در آقایان نزدیک مثانه ، وازدفران از جلو وبالای حالب عبور می نماید.
تنگی های حالب :
اولین تنگی در محل شروع حالب است یعنی جایی که ابتدای حالب و انتهای لگنچه است.
دومین تنگی در جایی است که حالب از روی تنگه ی فوقانی لگن عبور می نماید.
سومین تنگی حالب که تنگ ترین نقطه ی حالب است جایی است که حالب به طور مایل از دیواره قاعده ی مثانه عبور می کند.
خون رسانی حالب :
قسمت فوقانی از شریان کلیوی و شاخه هایی از شریان تستیکولار
قسمت تحتانی از شریان ایلیاک مشترک و شاخه های مختلف شریان ایلیاک داخلی تغذیه می شود.
دردهای حالب :
به دلیل مجاورت حالب با عصب ژنیتوفمورال ، اسپاسمی که ممکن است در اثر سنگ های کلیوی به وجود آید در مسیرهای مختلف این عصب احساس می شود. به طور مثال در ناحیه ی کشاله ی ران ، دستگاه ژنیتال خارجی ، اسکروتوم ، پهلوها و ناحیه ی قدامی شکم





نویسه جدید وبلاگ

آنانومی دستگاه ادراری (کلیه ها)

دستگاه ادراری، مواد دفعی را از خون پاک کرده، آنها را به همراه آب اضافی با ادرار دفع می کند. همچنین غلظت مایعات بدن را تنظیم و تعادل اسید ـ باز بدن را برقرار می کند.

 این دستگاه از یک جفت کلیه، مثانه، حالب که کلیه را به مثانه وصل می کند( و پیشابراه )لوله ای که از طریق آن ادرار بدن خارج می شود تشکیل می شود. کلیه ها اعضایی لوبیایی شکل و به رنگ قرمز مایل به قهوه ای هستند که در پشت شکم و در دو طرف ستون فقرات قرار دارند. آنها حاوی واحدهایی به نام نفرون هستند که خونی را که از کلیه ها می گذرد، تصفیه و ادرار تولید می کنند. سپس ادرار از حالب ها به سمت مثانه پایین می رود. مثانه به وسیله یک حلقه عضلانی (اسفنکتر) که دور خروجی پایینی آن قرار دارد، بسته می ماند. این عضله می تواند به طور ارادی شل شود و اجازه خروج ادرار از پیشابراه را بدهد. پیشابراه مرد، بزرگتر از پیشابراه زن بوده، به عنوان محل خروج مایع منی(مایعی که حاوی اسپرم است و در حین فعالت جنسی خارج می شود) عمل می کند. از آنجا که پیشابراه زن کوتاهتر است و نزدیک به مهبل و مقعد باز می شود، زنان بیش از مردان، مستعد عفونت های ادراری هستند.

                             

                                                 

                                          

 

                                          





نویسه جدید وبلاگ

آناتومی و فیزیو لوژی کلیه:

کلیه های انسان از نظر آناتومیک در فضای خلف صفاقدر حد مهرهای پایین پشتی وبالای کمری قرار دارد.

هر کلیه انسان بالغ وزنی در حدود ۱۵۰ گرم وابعادی در حدود ۱۲در ۶در۳ سانتی متر دارد.یک غشای فیبروزی سخت اطراف پارانشیم کلیه را احاطه کرده است.کلیه سه بخش دارد:

۱-قشری    ۲- مرکزی    ۳-لگنچه ای

واحد عمل کننده کلیه نفرون است که متشکل از گلومرول-کپسول بومن-توبول پیچیده نزدیک -لوله هنله-توبول پیچیده دور وتوبولهای جمع کننده میباشد. 

                                    





گزارش تخلف
بعدی